آژانس دیجیتال مارکتینگ راتین
آژانس دیجیتال مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ، پارتنر رسمی گوگل در کشور

ارتباطات یکپارچه بازاریابی

ارتباطات یکپارچه بازاریابی چگونه است؟

0 58

در این مقاله قصد داریم در مورد ارتباطات یکپارچه بازاریابی (Integrated Marketing Communications) که به طور مخفف آن را (IMC) می نامیم بیشتر بدانیم. پس از مطالعه مقاله انتظار می رود تا با اصول و اجزای مختلف و چگونگی ایجاد برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی آشنا شویم و بتوانیم درک بهتری از این مفهوم داشته باشیم. البته می توانید برای آگاهی بیشتر و بررسی اصول یکپارچه بازاریابی در کسب و کار خودتان از دپارتمان مشاوره و بازاریابی راتین، کمک بگیرید.

مفاهیم پایه ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC)

اصول ارتباطات یکپارچه بازاریابی: ارتقا برند در میان مصرف کنندگان واقعی به نحوی مطلوب، هم از جهت پیشی گرفتن از رقیبان و هم به منظور بقا در دراز مدت برای شرکت ها حائز اهمیت است. ارتقا برند، آگاهی از محصولات و خدمات را افزایش می دهد و در نهایت افزایش فروش را در پی دارد که منجر به کسب سود و درآمد بالا برای سازمان می شود.

برای درک ارتباطات یکپارچه بازاریابی در ابتدا به درک مفهوم ارتباطات برند می پردازیم:

ارتباطات برند راهکاری است که سازمان ها برای محبوب کردن محصولات و خدماتشان در میان مصرف کنندگان واقعی اتخاذ می کنند. ارتباطات برند برای ارتقا محصولات و خدمات در میان مصرف کنندگان هدف راه درازی را پیش رو دارد. این فرآیند به شناسایی مصرف کنندگان هدف و ارتقا برند در میان آن ها از طریق یکی از روش های زیر می پردازد:

  • تبلیغات
  • پروموشن فروش
  • روابط عمومی
  • بازاریابی مستقیم
  • فروش شخصی
  • رسانه های اجتماعی، و غیره
  • درک مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی

ارتباطات یکپارچه بازاریابی به یکپارچه سازی همه روش های ارتقا برند که برای ارتقا یک محصول یا خدمات خاص در میان مشتریان هدف صورت می گیرند، اشاره دارد. در ارتباطات یکپارچه بازاریابی، همه ابعاد ارتباطات بازاریابی برای افزایش فروش و حداکثر کارایی هزینه، با هم کار می کنند.

در اینجا به بررسی اجزای مختلف ارتباطات یکپارچه بازاریابی می پردازیم:

مرحله پایه تحلیل محصول و بازار هدف:
همانطور که از اسمش برمی آید، مرحله پایه تحلیل جزئی هردو مورد محصول و نیز بازار هدف را شامل می شود. شناخت برند، پیشنهادات آن و مصرف کنندگان واقعی برای بازاریابان دارای اهمیت است. شما باید نیازها، تمایلات و انتظارات مشتریان هدف را بشناسیدو از فعالیت های رقبا آگاه باشید و آنها را به دقت زیر نظر بگیرید.

فرهنگ شرکتی– ویژگی های محصولات و خدمات باید در راستای فرهنگ کاری سازمان باشد. هر سازمانی یک چشم انداز دارد و به خاطر داشتن این موضوع قبل از طراحی محصولات و خدمات برای بازاریابان حائز اهمیت است. به کمک یک مثال به درک این مطلب می پردازیم: چشم انداز سازمان “الف” توسعه جهانی سبز و پاک است. طبیعتا محصولات سازمان باید در راستای چشم انداز آن، سازگار با محیط زیست باشند.

تمرکز برند:
تمرکز برند نشان دهنده هویت سازمانی برند است.

تجربه مصرف کننده:
بازاریابان باید بر روی تجربه مصرف کننده تمرکز کنند که به احساس مشتریان درباره محصول بر می گردد. مصرف کننده احتمالا محصولی را برمی گزیند که بسته بندی مناسب و جذابی داشته باشد. البته این تنها بخش و مثالی از تجربه مصرف کننده است. محصولات باید مطابق با انتظارات مشتریان و یا حتی فراتر از انتظارات باشند.

ابزار ارتباطی:
ابزار ارتباطی روش های مختلف ارتقا یک برند خاص از جمله تبلیغات، فروش مستقیم، پروموشن از طریق رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر، و غیره را شامل می شوند.

ابزار ارتقا:
ارتقا برندها به وسیله ابزار ارتقا از جمله پروموشن های تجاری، فروش شخصی و غیره انجام می شود. سازمان ها باید رابطه با مشتریان را استحکام بخشند.

ابزار یکپارچه سازی:
سازمان ها باید بازخورد ها و نظرات مشتری را به طور مرتب پیگیری کنند. شما باید نرم افزاری ویژه مانند مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) داشته باشید که در اندازه گیری تاثیر ابزار مختلف ارتباطات بازاریابی یکپارچه به شما کمک کند.
ارتباطات بازاریابی یکپارچه برای ارتقا موثر یک محصول یا خدمت خاص در میان مصرف کنندگان واقعی، همه ابعاد آمیخته بازاریابی را برای همکاری هماهنگ به کار می گیرد.

Integrated Marketing Communications

چگونگی ایجاد برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی

ارتباطات یکپارچه بازاریابی برای ارتقا محصولات و خدمات در میان مصرف کنندگان واقعی در زمان و مکان درست اقدام به یکپارچه سازی همه ابعاد آمیخته بازاریابی می نماید. شما باید محصولاتتان را برای آگاهی هرچه بیشتر مصرف کنندگان واقعی به نحو احسن ارتقا دهید. طبق برنامه ارتباطات بازاریابی یکپارچه، روش های مختلفی جهت ارتقا یک برند برای دستیابی به بیشترین کارایی و نتایج بهتر در کنار هم قرار می گیرند.

به کمک یک مثال به درک این مطلب می پردازیم:

سازمان “الف” پکیج های پرطرفدار تعطیلات را برای مصرف کنندگان واقعی خود تدارک می بیند. مرحله اول شناخت مشتریان هدف است. شناخت افرادی که می توانند بهترین گزینه برای خرید محصولات و خدمات باشند حائز اهمیت است.
سازمان “الف” در پکیج های ماه عسل باید تازه عروس و دامادها را هدف خود قرار دهند، در پکیج های زیارتی افراد مسن و بازنشسته هدف هستند و غیره. سازمان”الف” می تواند برندش را با تبلیغ همزمان در روزنامه (رسانه چاپی)، سایت های شبکه های اجتماعی (فیسبوک، توییتر، ایسنتاگرام)، وبسایت های شرکت، کنفرانس های مطبوعاتی، تبلیغ به صورت بنر، بیلبورد و … ارتقا دهد.

ارتباطات بازاریابی یکپارچه باعث می شود برند بهتر دیده شود و همچنین این امکان را برای مشتریان فراهم می کند که در زمان خرید برند را به یاد آورند. به دلیل اینکه مصرف کنندگان واقعی برند را همزمان در چند جا می بینند بنابراین بدیهی است که برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی تاثیر گذار خواهد بود.

چگونه می توان یک برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی ایجاد کرد؟

برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی باید منابع موجود و زمان ارتقا یک محصول یا خدمت خاص را در نظر داشته باشد. بودجه بندی و تخصیص منابع مناسب برای ارتقا محصولات و خدمات در برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی از اهمیت بسیاری برخوردار است. هدف برنامه بازاریابی باید مشخص و شفاف باشد.
مرحله دوم جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات درباره شرکت، برند، ویژگی ها و از همه مهمتر مخاطب هدف است. دریابید که چه افرادی می توانند بهترین گزینه برای خرید محصولات و خدمات شما باشند و این که آن ها چه انتظاراتی از شما و سازمانتان دارند؟
شما به عنوان بازاریاب باید چشم انداز، اهداف و رویکردهای کاملا روشنی برای سازمان خود داشته باشید. بدانید که محصول شما چه چیزی برای عرضه دارد و مشتریان با داشتن آن چه مزایایی بدست می آورند.

برنامه ریزی کنید قصد دارید از چه روشی برای همراه شدن با برنامه ارتباطات بازاریابی یکپارچه استفاده کنید. همیشه شیوه ای گام به گام برگزینید. انجام تحقیقات دقیق و جزئی امری ضروری است. فراموش نکنید که وظایف خود را قبل از نوشتن برنامه ارتباطات بازاریابی یکپارچه به دقت انجام دهید.

ایجاد برنامه ارتباطات یکپارچه بازاریابی باید شامل موارد زیر باشد:

اول- خلاصه جزئیات برنامه بازاریابی شما یعنی نحوه ارتقا محصولات و خدمات در میان مشتریان هدف.
دوم- زمینه، تجربه و چشم انداز سازمان شما
سوم- شناخت محصولات شما در سطح مطلوب، شامل ویژگی ها و اجزای اصلی برندتان.
چهارم- بازار هدف باید به روشنی تعریف شود. برنامه ریزی کنید که چگونه برند شما می تواند انتظارات مشتری را برآورده سازد و حتی فراتر از انتظارات پیش رود.
پنجم- برندتان را با رقیبان مقایسه کنید. راجع به این بنویسید که چرا برند شما بهتر از رقیبان است؟ شما باید فعالیت های رقیب را به دقت زیر نظر بگیرید. چرا مصرف کنندگان باید فقط محصول شما را خریداری کنند، به آن وفادار باشند و هیچ جای دیگری سر نزنند. خواندن ذهن مشتری و داشتن درکی از آن ها امری ضروری است.
ششم- تحلیل آنالیز SWOT را انجام دهید تا با توانایی ها و کاستی های محصول یا خدمت تان و فرصت ها و تهدیدات محیط بازاریابی تان بیشتر آشنا شوید و بتوانید در اتخاذ تصمیمات مهم از آن بهره بگیرید.
هفتم- ابزار و روش هایی که در ایجاد آگاهی از برند به شما کمک می کند تعیین کنید.

بررسی منظم برنامه بازاریابی یکپارچه برای کسب درآمد بیشتر:

برنامه بازاریابی یکپارچه باید به صورت دوره ای بازبینی شود. نتایج برنامه را ارزیابی کرده و مشخص کنید که این برنامه از چه طریقی به ارتقا موفق محصولات سازمان شما و کسب سود و درآمد بیشتر کمک می کند. در مقاله بعدی درمورد اجزای استراتژی بازاریابی یکپارچه بیشتر توضیح خواهیم داد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.